المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

315

مروج الذهب ( فارسى )

كرد و بعوض خسارتهائى كه بسرزمين او وارد آمده بود اموالى فرستاد با هدايائى از تحفه‌هاى روم . يونياس دين نصارى را تاييد كرد و به وضع سابق باز برد و عبادت‌ها و مجسمه‌ها را منع كرد و بت‌پرستى را مجازات اعدام داد . پادشاهيش يك سال بود . آنگاه پس از او اوالس بپادشاهى رسيد وى بر دين نصارى بود سپس از آن بگشت . وى در يكى از جنگها كشته شد و پادشاهيش تا وقتى كشته شد چهارده سال بود گويند در ايام وى اصحاب كهف چنان كه خداوند جل ثناؤه خبر داده از خواب برخاستند و يكى را با پول به شهر فرستادند و اين محل در شمال كشور روم است . مطلعان علم فلك را در قصه انحراف خورشيد از كهف ايشان در حال طلوع و غروب با آنكه در شمالند گفتگوى بسيار است و خداى تعالى در كتاب خويش از اين قصه خبر داده گويد « و خورشيد را بينى كه چون بر آيد از غار ايشان منحرف باشد » تا آخر آيه و اينان از شهر افسيس كشور روم بودند . آنگاه بعد از اوالس ، غراطياس پانزده سال پادشاهى كرد و يك سال پس از پادشاهى او اجتماع نصرانيت شد كه يكى از اجتماعات آنها بود و درباره روح - القدس قرار نهائى دادند و مقدونس بطريق قسطنطنيه را بسوختند و اين سنودس دوم بود . آنگاه پس از او تدوسيس بزرگ بپادشاهى رسيد . معنى تدوسيس در زبان ايشان « بخشش خدا » است وى دين نصرانى را قوت داد و احترام كرد و كليساها بساخت وى از خاندان شاهى نبود و اصلا رومى نبود بلكه نژاد اشبان داشت كه يكى از اقوام قديم بوده‌اند كه در شام و مصر و مغرب و اندلس پادشاهى داشته‌اند و كسان را درباره ايشان اختلاف است واقدى در كتاب « فتوح الامصار » گويد كه آغازشان از مردم اصفهان بوده و از آنجا آمده‌اند بنابر اين ميبايد ايشان از جانب ملوك طبقه اول ايران بوده باشند . عبد إله بن خرداد به نيز چنين گفته است و جمعى از اهل سيرت و اخبار نيز گفتار آنها را تاييد كرده‌اند